ذبيح الله صفا
305
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در ايران وجود يافت ، و ما در ذيل عنوان « امارتهاى ميان ايلخانان و تيموريان » دربارهء آنها بحث نمودهايم ، عدهيى از رجال بزرگ قرن هفتم و اولاد يا شاگردان آنان زيستند و آثار مشهور خود را بوجود آوردند منتهى همهء اين پناهگاهها يا بتدريج از ميان رفتند و يا بر اثر انحطاط پردامنهيى كه در دوران حكومت مغول در ايران بروز كرده بود ، اثر سودمند خود را در حمايت و نگاهداشت فرهنگ ايرانى از دست دادند و بىثمر و بىفايده شدند . 5 ) نكتهء ديگرى كه بايد از ياد نبرد آنست كه بعد از قرن هفتم و هشتم ، چون ديگر ايران با حملهيى از قبيل حملهء مغول ، كه بنيانكن و خانهبرانداز و محوكننده و نابود سازنده بود ، مواجه نگشت آثارى كه در آن دو قرن و يا بعد از آن بوجود آمد تقريبا همگى بر جاى ماند و همين امر ممكن است جويندهء حقيقت را باشتباه اندازد تا تصوّر كند كه اين دو قرن از حيث ايجاد آثار و تربيت عالمان و اديبان دورهء خوبى بوده است . با توجّه به اين نكات و نكات مشابه آنها كه خوانندهء حقيقتجو مىتواند استنباط نمايد ، چنين مىتوان نتيجه گرفت كه اثر بارز حملهء مغول در تمدن و فرهنگ ايرانى و از آن جمله در ادبيات فارسى ايجاد يك انحطاط سريع بوده است كه در آغاز امر آثار آن بعلل مختلف مشهود نبود ولى از اواسط قرن هشتم ببعد نتايج آن در تاريخ تمدن و فرهنگ ايرانى به صورت بارزى خودنمايى كرد . به همين سبب است كه در اوايل حملهء مغول و حتّى در دورهء ايلخانان ايران بنام چندين شاعر و نويسندهء بزرگ بازمىخوريم كه بتدريج از شمارهء آنان كاسته مىشود و در نيمهء دوم قرن هشتم نادر و انگشتشمار مىگردند و به همان نسبت هم از ميزان ارزش ايشان كاسته مىشود . وضع عمومى زبان فارسى زبان فارسى در اوايل قرن هفتم با درآميختن زبان عربى با آنچه در قرون مقدّم بود تفاوت يافته و زبانى استوار شده بود و درينباره بجاى خود بحث كردهايم . در قرن هفتم همان حال در زبان فارسى امتداد داشت زيرا همهء نويسندگان و شاعران بزرگ آن قرن يا از كسانى بودند كه در اوان حملهء مغول بنويسندگى و شاعرى اشتغال داشتهاند و يا كسانى كه در اوايل قرن هفتم تربيت